خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

624

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

نصرت دهد مىگويد : چنين كسى در چنين حالى دروغ نمىگويد . و اگر بخواهد آن را نقض كند مىگويد : كسى كه در حال غرق شدن است به هر كارى دست مىزند . در همهء اين مواضع ، ذكر ضرب المثل‌ها ، مىتواند نافع باشد . فصل ششم : انفعالات و اخلاق نفسانى كه در استدراجات نافع بوده و اعداد انواع برحسب آن از آن‌جا كه خطابه‌هايى كه در منازعه‌ها انجام مىشود ، بدون وجود حاكم و شنوندگان ، تمام نخواهد شد ، و از طرف ديگر ، حال حاكمان و شنوندگان از نظر كياست ، حدس و متانت رأى مختلف است ، بنابراين آگاهى از انفعالات نفسانى ، مانند غضب ، رحمت ، صداقت ، عداوت و . . . و اخلاق هر صنفى از اصناف ، در اين‌گونه خطابه‌ها ، در نهايت سود و منفعت است ، چه در اعداد انواع و چه در استدراج شنوندگان . ازاين‌رو اگر مدعى در سخن خود به نرمى يا به درشتى سخن بگويد ، اين امر مقتضى نرمى و يا درشتى سخن حاكم در خطاب به اوست . حاكم بايد تمامى سخن را بشنود ، و در حجت و استدلال آن‌ها تأمل و درنگ كند ، و تا سخن به انجام نرسيده و ايرادهاى آن ذكر نشده ، و جواب طرف مقابل پايان نيافته ، حكم به اقناع خود نكند ، تا آن‌كه از راه صواب منحرف نشود . در اين‌جا ، بحث خود را از بيان انفعالات و عوارض ، آغاز مىكنيم و اخلاقى هم كه مقتضى انفعال است ، در اثناى انفعالات ذكر خواهيم كرد ، زيرا در اين‌جا نيازى به فرق نهادن ميان آن‌ها نيست : 1 - غضب ، و آن دردى نفسانى و روحى است علت حدوث غضب شوق به فرودآوردن مجازات و عقوبت است بر كسى كه معتقد عيب يا كوچك شمردن غاضب است . امورى كه مقتضى زياد شدن غضب‌اند عبارت‌اند از : لذت توهم غلبه و پيروزى ، و ديگر اصرار و پررويى كسى كه مورد غضب قرار گرفته است . غضب فقط بر اشخاص جزئى و معين مىتواند باشد . اما بغض اين‌گونه نيست ، زيرا بغض مىتواند بر نوع يا صنف باشد ، مانند بغض بر دزدان . استحقار و كوچك شمردن ، ظهور اثرى است كه مقتضى عدم عنايت به كسى ، يا عدم